تاریخچه ی گیلانشهرها

69447_2-1

شهر رشت

ابتدا رشت به صورت قصبه‌ای بزرگ میان یک فضای جنگلی بوده و از آبادی‌های کهن ایران بشمار می‌رفته که نامش در کتاب حدودالعالم به سال ۳۷۲ هجری آمده‌است.این قصبه که در میان دو رودخانه گوهررودو سیاهرود قرار داشت و از این جهت نیز قدمت دیرینه دارد. نام قدیمی رشت «دارالمرز» یا «دارالامان» بوده که قبل از این دو به آن «بیه» می‌گفتند. بیه در لغت نامه‌ها، رود و یا مصب بین دو رودخانه معنی شده‌است و چنین به نظر می‌رسد که دلیل این نامگذاری قرار گرفتن آن در میان دو رودخانه‌است که به مثابه حفاظ و دیوار شهر محسوب می‌گردید

در قرن هشتم هجری حمداﷲ مستوفی اولین کسی است که از رشت نام می‌برد. در زمان شاه عباس اول صفوی در آنجا آبادانیهایی کرد و رشت توسعه یافت ومرکز گیلان شد. در زمان قاجاریه بواسطهٔ بسط روابط اقتصادی ایران با روسیه و تماس آنها از راه رشت باز هم بر توسعهٔ این شهر افزود و در زمان ناصرالدین شاه از رشت با سی هزار تن جمعیت یاد شده و بازارهای آن از مال التجاره مملو بوده است.

این شهر زیبا و مترقی در قرن اخیر بزرگترین دروازهٔ تجارتی ایران در شمال بود و بوسیلهٔ بندرانزلی از طریق روسیه با غالب ممالک اروپای شرقی و مرکزی تجارت داشت. از سوی دیگر بوسیلهٔ جادهٔ شوسه از طریق قزوین به تهران و از طریق لاهیجان و لنگرود به مازندران و گرگان و از راه بندر انزلی و تالش به آذربایجان شرقی مربوط است. ایجاد بنای اولیه رشت را با احتمال زیاد به قبل از اسلام و به دوره ساسانیان نسبت می‌دهند در حالی که به نوشته برخی از محققان؛ رشت در پیش از اسلام و دست کم در دوره ساسانیان وجود داشته است؛ و بنا بر روایت دیگری این ناحیه در گذشته دور، زیر آب‌های دریای‌کاسپین قرار گرفته بود، اما به تدریج و بر اثر رسوب زیاد و تبخیر آب، اراضی گیلان وناحیه‌ای که امروزه به نام رشت معروف است از آب خارج شدند.

شهر فومن

درباره ی پیشینه ی تاریخی کهن شهر فومن باید گفت ؛ با نگاهی به برخی از منابع ویافته ها ،سابقه ی تاریخی آن به دوران پیش ازظهوردین مبین اسلام برمی گردد .این جایگاه حداقل ازاواخر دوره باستان یکی از کانون های زندگی اقوام کاسپی و کادوسی وبعدها دو تیره معروف گیل وتالش بوده که متاسفانه آگاهی درخوری از ایشان در آن دوره در دست نیست. با این همه به گواهی تاریخ، کهن شهرفومن دراواخر دوره ساسانی به نسبت اهمیتی که داشت ،کانون فرمانروایی و تختگاه خاندان حکومتگری بود که درنوشته های تاریخی از آنها به نام گاو بارگان ودابویهیان یاد میشود.نیای این دودمان ،گیلانشاه فرزند فیروز ساسانی نام داشت که در سالهای۶۳۹-۶۳۸میلادی
(۱۷ه.ق/۱۶ه.ش)فرمانروای گیل و دیلم شد وپس از او ارشد فرزندانش به نام گیل گیلانشاه معروف به «گاوباره» حکومت سرزمین گیلان به مرکزیت فومن را در سالهای ۲۳-۲۲ه.ق دردست گرفت سپس بعد از سوی یزد گرد سوم ساسانی ملقب به “فرشواد گرشاه “نیز گردید. گیل گیلانشاه پس از سالهاحکمرانی سرانجام به سال ۴۰یا به روایتی دیگر سال۶۲ ه.ق درگذشت وهمزمان بامرگش پسرانش به نامهای :دابویه و پادوسبان هریک به قدرت رسیدند وسالها به حکمرانی پرداختند و اعقاب شان نیز تا عصر صفویه حکم راندند که تختگاه دابویهیان در “فومن “و پادوسبانیان درشهر “آمل” بود .پس از این به ویژه از سده های پنجم وششم هجری نام فومن در ردیف امیر نشینان گیلان بیه پس آمده و تاریخ این شهر نیز باتاریخ خاندان حکومتگر اسحاقوند(اسحاقیه)که اغلب فرمانروایان آن با لقب” دباج “شناخته می شدند گره خورده است .این خاندان نیز از میانه ی قرن ششم هجری تازمانی که دربار صفوی گیلان را در شوال سال۱۰۰۰ه.ق ضمیمه حکومت مرکزی نمود بربخش وسیعی از گیلان غربی به مرکز اولیه روستای گشت وبعدها دار الاماره فومن حکم فرمایی داشتند ودرمیان سایر امیر نشین های گیلان بیه پس مانند :تولم،گسکر وشفت از اهمیت و اعتبار فراوانی نیز برخوردار بودند.
امادر رابطه با تاریخ پیدایش شهر فومن باید گفت که آگاهی روشن و دقیقی دردست نیست،ولی اغلب پژوهشگران و محققان براین باورند که این شهرباقدمت چندهزارساله از شهرهای کهن وتاریخی گیلان بوده وساختاری دیرین دارد .طبق مطالعات میدانی ،هسته ی اولیه وقدیمی ترین بخش آن بازارگاه میانی آنست که امروزه در دوسوی خیابانهای شهید رجایی, باهنروچهارم دی قرارگرفته و با رودخانه ی گاز روبار همجوار است.

شهر لاهیجان

لاهیجان از نظر سابقه شهری قدمت زیادی دارد و قبل از رشت، مرکز ایالت گیلان بوده است. علاوه بر آن، حتّی پس از این‌که رشت از دوره صفویه اهمیت یافت، باز هم لاهیجان به دلیل سوابق تاریخی و موقعیت جغرافیایی، مرکز گیلان “بیه‌پیش” باقی‌ماند.
این شهر نیز همانند دیگر شهرهای گیلان، از گزند بلاهای طبیعی و غارت‌ها و آتش‌سوزی‌ها به‌دور نمانده‌ است. در سال ۷۰۶ هجری‌قمری، اولجایتو این شهر را اشغال کرد و در سال ۸۹۰ هجری‌قمری، زلزله شهر را ویران ساخت. حکّامِ دو قسمت گیلان در طرفین رودخانه سفیدرود پیوسته با هم در جدال بودند؛ بخش شرقی با مرکزیت لاهیجان و بخش غربی با مرکزیت فومن، در هر فرصتی که دست می‌داد، برای کسب قدرت و تاراج شهرهای یکدیگر، رقابت‌های خونینی با هم داشتند که صفحات تاریخ گیلان از منازعات آنان رنگین شده‌است، به‌طوری‌که در فاصله سال‌های ۹۰۸ تا ۹۱۴ هجری‌قمری، پیش از این‌که قدرت حکومت صفوی در گیلان تثبیت شود، شهر به دفعات از طرف حکّامِ گیلان “بیه‌پس” غارت شد. پس از آن، حریق سال ۱۰۵۸ هجری‌قمری و زلزله سال ۱۰۸۸ هجری‌قمری، خرابی‌های زیادی در شهر به‌بار آورد. در سال ۱۲۴۶ هجری‌قمری، طاعون در لاهیجان کشتار زیادی برجای گذاشت و باز هم آتش‌سوزی سال ۱۲۵۸ هجری‌قمری، شهر را از هستی ساقط کرد.
“رابینو” وضعیت لاهیجان را در اوایل سده میلادی اخیر به تفصیل توضیح داده ‌است. بر اساس نوشته وی، لاهیجان دارای ۷ محلّه، ۲۲۶۰ خانه، ۱۱۰۰۰ نفر جمعیت، ۱۵ مسجد، ۲۵ زیارتگاه، ۴ مدرسه، ۶ کاروانسرا، ۳ بازار، ۲ زورخانه، ۳۰۰ دکان و تعداد زیادی حمِام بوده ‌است. توسعه شهر لاهیجان را در سده اخیر باید مدیون کشت چای و رواج سریع آن در منطقه دانست. با توسعه این کشت، صنایع چای‌خشک‌کنی زیادی در لاهیجان پا گرفت و از این طریق، اقتصاد شهر به رونق گرایید.

شهر بندر انزلی

قدیمی ترین زمانی که در متون تاریخی از انزلی یاد شده، سال ۸۶۳ هجری قمری است که در آن زمان یک دهکده کوچک بوده است. از اوایل دوره صفویه، این ناحیه مورد توجه انگلیسی ها، روس ها و دولت مرکزی ایران که پایتخت آن قزوین بود، قرار گرفت. انگلیسی ها درتجارت ابریشم گیلان با دایر کردن شرکت تجارتی در مسکو، راه رشت – بندر انزلی – بادکوبه به اروپا را رونق بخشیدند و انزلی به عنوان “دروازه اروپا” معروف شد. با روی کار آمدن پهلوی اول و توجه وی به بندر انزلی، این بندر بازسازی و اسکله های جدیدی در انزلی و غازیان ساخته شد و اداره بندر و کشتیرانی مجهز گشت. در حال حاضر، بندر انزلی یکی از زیباترین شهرهای گیلان و مجهزترین بندر کرانه های دریای کاسپین است که سالانه هزارن تن کالا توسط کشتی، از آن خارج و یا به آن وارد می شود.

شهر رودبار

رودبار از شهر های باستانی گیلان بوده وبا توجه به قرار گرفتن در جوار سپید رود وداشتن تمدن مارلیک یا همان چراغعلی تپه از قدمت زیادی بر خور دار است
رودبار به نامهای مختلفی از جمله «خشکه رودبار» ، « رودبار محمد زمان خانی» ، « رودبار زیتون»، « پیلده رودبار» معروف بوده است که نام رودبار احتمالاً به دلیل، جریان داشتن رودخانه سفیدرود در این شهرستان پدید آمده است. رودبار از نظر تاریخی دارای قدمتی شش هزارساله می باشد. آثار بدست آمده در تپه مارلیک حاکی از وجود تمدنی کهن در این منطقه است که مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد می باشد گفتنی است از مراسم های سنتی این منطقه می توان به جشن گلدهی سوسن چلچراغ ، جشن سنتی انارچینی و مراسم علم واچینی اشاره نمود این شهرستان دارای چهار بخش است: مرکزی شامل: رستم آباد، رودبار، منجیل و لوشان همچنین دهستان کلشتر می باشد. بخش عمارلوشامل دهستانهای: جیرنده وکلیشم می باشد بخش خورگام شامل دهستانهای: بره سر و دلفک می باشد. بخش رحمت آباد و بلوکات نیز شامل دهستانهای: توتکابن، بلوکات، رحمت آباد و دشت و پل می باشد. اقتصاد این منطقه بعلت شرایط خاص اقلیمی بر پایه کشاورزی و دامداری استوار است. مهم ترین محصول آن زیتون می باشد که عمده ترین محصول کشاورزی شهرستان بوده و دارای فرآورده های ارزشمندی چون روغن زیتون و صابون است. در این شهر نژادهای مختلفی چون تالش ها، تات ها، کردها و گیلک ها زندگی می کنند و این امر موجب تنوع زبان در بین ساکنین آن می باشد.

شهر رودسر

رودسر در شرق استان گیلان و سومین شهر وسیع این استان شمالی ایران می‌‌باشد. رودسر از شمال به دریا، از جنوب به سلسله جبال البرز و از شرق به استان مازندران و از غرب به لنگرود منتهی می‌شود. شهرستان رودسر دارای چهار بخش: مرکزی، کلاچای، چابکسر و رحیم آباد می‌‌باشد. قومیت مردم رودسر گیلک و به زبان گیلکی با لهجه بیه پیش (شرق گیلان) تکلم می‌‌کنند. مذهب مردم رودسر شیعه جعفری و اثنی عشری است.
رودسر در زمانهای قدیم به نامهای کوتم و هوسم نامیده می‌شد و دارای تاریخ بسیار دوری می‌‌باشد ودر دوره پهلوی اول سازه های جدیدی در آن ساخته شدند. یکی از روستاهای تاریخی رودسر به نام تیمجان در زمان سلطنت شاه عباس اول صفوی دارای ضرابخانه بوده که سکه‌های ضرب شده در این محل موجود است.مقدسی جغرافی دان معروف در سال ۳۷۵ هجری قمری در کتاب(احسن التقاسیم فم معرفه الاقالیم) آورده هوسم را بازاری نیکو و مسجد جامعی نزدیک مقرحاکم است و یا حمدالله مستوفی قزوینی مورخ قرن هشتم در سال ۷۴۰ هجری قمری از هوسم به عنوان بندر و لنگرگاه کشتی‌هایی که از گرگان و طبرستان آذوقه حمل می‌‌کردند یادنموده ویاد آور شده مردم دارای عواطف و پایبند به اصول مذهبی می‌‌باشند. این مطلب را رابینو در کتاب ولایات دارلمرزایران _ گیلان بدین صورت آورده: مردم رودسر به ملایمت طبع و علاقه مندی به مذهب معروف می‌‌باشند اقتصاد مردم رودسر به علت قرار گرفتن درکنا دریا و زمین‌های مناسب بیشتر بر پایه کشاورزی و ماهیگیری استوار است. از محصولات تولید شده در رودسر می‌‌توان برنج، چای، مرکبات، گندم، جو، فندق، گردو، حبوبات، گل گاوزبان و انواع سبزی و ابریشم را نام برد. تنوع و فراوانی در رودسر باعث گردیده تا بازار هفتگی آن که در روزهای یکشنبه دایر می‌‌گردد از رونق فراوانی برخوردار باشد. بافت چادرشب، لباس قاسم آبادی ،حصیر، جوراب پشمی، زنبیل، نمد بافی و تولید انواع سرامیک و سفال را نام برد که اغلب در یکشنبه بازار رودسر عرضه می‌‌گردد.

شهر شفت
گوشه شرقی بیه پس «گیلان » که ارتفاعات پوشیده از جنگل و مراتع زیبایش هم چون هلال ، بخش سرسبز جلگه ای آن را در برگرفته ، «شفت » نام دارد. منطقه ای که جایگاه مردمان فرهیخته و بلند آوازه ای است که همواره در جهت اعتلای فرهنگ گیلان نقشی سازنده داشته اند. شهرستان شفت یکی از مناطق کهن و اثرگذار در عرصه حیات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی گیلان به ویژه گیلان بیه پس قدیم بوده است. منطقه شفت از اعصار دور تا پایان دوره نهضت جنگل درسال ۱۳۰۰ خورشیدی همواره محل سکونت و عبور کاروان های فرهنگی ، نظامی و اقتصادی بوده است.
مناطق کوهستانی شفت از جمله شهرک زیارتی وتوریستی امامزاده ابراهیم(ع) ونواحی همجوار دارای ییلاق های معمور و نواحی دره ای آن زیستگاهای تالشان این منطقه است که از زیبایی های خاصی برخورداراست. اغلب روستاهای شفت در حاشیه ی رودخانه ها بنا شده است .نادر افشاریان مولف تاریخ شفت معتقد است : در گذشته های دور شفت به عنوان معبری مهم برای برای ورود وخروج کاروانهای نظامی وتجاری وگاه معبری برای عبور فرهیختگانی که از نواحی مرکزی ایران برای ورود به پاره ی غربی گیلان می بایست از این معبر کوهستانی و امن میگذشتند بود. آنان گاهی با توقف چند روزه درشفت این مردم را در جریان رویدادهای آن روز ایران نیز قرارمی دادند. جمعیت شفت را غیر از بومیان ، مهاجرانی نیز تشکیل میدهند که از نواحی دیگر و از دیگر شهرهای گیلان به ناحیه می آمدند. براساس آخرین سرشماری جمعیت شفت اندکی بیش از ۵۴۰۰۰ نفر می باشد که بخش قابل توجهی از آن را تالش ها تشکیل می دهند. منطقه شفت با وجود دارابودن ویژگی های خاص قومی و زبانی، صنایع بومی و داشتن عرصه ی جغرافیایی خاص شامل کوه ، جلگه ، نواحی درّه ا ی ، دشت های پایکوهی و رودخانه های متعدد که در کنارشان روستاهایی با مردمان جلگه نشین وکوه پایه نشین با چشم اندازهایی کم نظیر وآداب وسنن متنوع ودر عین حال متفاوت تالشی و گیلکی ، می تواند به عنوان یک منطقه ی پژوهشی برای پژوهشگرانی که درزمینه های مخلتف جغرافیایی،تاریخی وفرهنگی کار می کنند؛ مورد استفاده قرارگیرد.

شهر صومعه سرا

صومعه سرا(در اصل: سوماسرا)از قدمت زیادی برخوردار نیست ونام آن در منابع تاریخی نیامده است بلکه همواره از دوناحیه تاریخی آن یعنی تولم وگسکر یاد شده است.صومعه سرا از شهر های نوپای گیلان است که حدود صدو هفتاد سال پیش در محدوده بازار آن شکل گرفت وبعد ها توسط مالکینی چون مرحوم طاهر آقا صومعه سرایی توسعه یافت ورشد نمود
صومعه سرا در گذشته یکی از روستاهای بخش کسما و از توابع شهرستان فومنات بشمار می‌رفت و نسبت یه آبادی‌های اطراف خود از اهمیت کمتری برخوردار بوده لیکن امروزه به دلیل داشتن موقعیت بهتر از آبادیهای دیگر پیشی گرفته و به صورت مرکز شهرستان از اعتبار برخوردار است. صومعه سرا شهر زیبائی است که میان کشتزارها و باغهای وسیع قرار گرفته‌است برنج و توتون از محصولات مهم صومعه سرا ست و در کنار آن پرورش کرم ابریشم و چایکاری رواج زیادی دارد.
صومعه سرا وحومه آن به ویژه کسما وگوراب زرمیخ در سالهای نهضت جنگل از اهمیت زیادی برخوردار و همواره مورد توجه جنگلی ها بوده وپایگاه ایشان به شمار می آمده است
صومعه سرا آثار تاریخی باارزشی دارد ./به علت یکسان بودن گونه خاک و اقلیم زبان قسمت اعظم. این شهرستان در منطقه جلگه‌ای گیلکی و در نواحی کوهپایه‌ای و ارتفاعات تنیان در بخش میرزاکوچک جنگلی و همچنین روستاهای طالش محله، چکوور و لارسر در بخش مرکزی مردم با زبان تالشی و در روستای گاز گیشه به علت تعدد کرد مهاجر (از گذشته‌های دور) با زبان کردی تکلم می‌کنند همچنین گروهی آذری زبان به عنوان مهاجر از استانه‌های اردبیل و زنجان به طور پراکنده و خصوصاً در محله‌ای موسوم به زیده سرا در شهر صومعه سرا سکونت دارند.

شهر تالش

منطقه قومی تالش که یکی از نواحی ایرانی محل سکونت قوم تالش است با مساحتی حدود ۲۳۷۳ کیلومتر مربع که در شمال غرب گیلان قرار دارد، یک سوم خاک استان گیلان را تشکیل می‌دهد. این شهر که نام خود را از قوم تالش گرفته و به استناد منابع و شواهد بسیار، بازمانده اقوام کادوس باستان و از همسایگان دیرین قوم گیل می‌باشند و شامل شهرستانهای آستارا، تالش، ماسال،شاندرمن، رضوانشهر ،فومن ،شفت می‌باشد. همچنین جمعیت زیادی از تالشان در رشت و امام زاده هاشم و رودبار استان گیلان ساکن می‌باشند. علاوه بر این مردم مناطق عنبران (از توابع شهرستان نمین) و شاهرود و کلور (از توابع شهرستان خلخال) در استان اردبیل نیز تالش هستند.
مردم تالش به زبان تالشی تکلم می‌نمایندکه نزدیکترین زبان به زبان اوستایی می‌باشد. بخش اعظمی از تالش طی عهدنامه‌هایگلستان و ترکمانچای از آن جدا شده و به روسیه ملحق شدند و هم اکنون تحت حاکمیت جمهوری آذربایجان می‌باشد.تالش های ایران اکثرا شیعه مذهب هستند وتنها در استان اردبیل وشهرستان هشتپر،رضوان شهر ،اسالم از برادران اهل تسنن ما می باشند.تالش های آذربایجان روسیه اکثرا شیعه مذهب هستد وتنها در جنوب لنکران وشمال آستارا اهل تسنن می باشند.
در طی جنگ جهانی دوم، متفقین برای رساندن قوای کمکی و تجهیزات نظامی بهارتش شوروی، جاده‌ای از مسیر انزلی-تالش-آستارا ایجاد نمودند و در نتیجه شهرکرگانرود، مرکز وقت تالش، از این جاده به دور ماند. مردم کرگانرود تصمیم گرفتند به کنار جاده جدیدالاحداث کوچ کرده و شهری جدید در آنجا برای خود بنا کنند. چون در مکان احداث شهر، کاخی با هشت در بزرگ در اطرافش وجود داشت و به زبان تالشی به در، «بر» گویند، شهر جدید را هشتبر نام نهادند که به مرور زمان به هشتپر تغییر نام پیدا کرد.منطقه تالش آثار وابنیه تاریخی زیادی دارد واماکن باستانی که بعضا به دوره آهن مربوط می شوند

شهر آستارا

آستارا شهری کوچک در ساحل غربی دریای کاسپین بوده و در شمالی ترین نقطه استان گیلان و آخرین نقطه مرزی ایران و جمهوری آذربایجان قرار دارد. این شهر از شرق به دریا، از شمال به آستارای جمهوری آذربایجان، از غرب به شهرستان اردبیل و از جنوب به منطقه تالش محدود است. رود آستارا که از کنار راه شوسه آستارا- اردبیل میگذرد، آستارای ایران را از آستارای جمهوری آذربایجان جدا می سازد .در منظقه آستارا علاوه بر زبان ترکی آذربایجانی، زبان تالشی نیز رایج است، ولی در اثر مهاجرت های زیاد از اهمیت آن کاسته شده است.
در محل کنونی شهر آستارا در قدیم روستایی به نام دهنه کنار وجود داشته که از زمان قاجار گسترش یافته و تا کنون دگرگون شده است.آنچه در مورد سوابق این شهر در کتب تاریخی مشهود است این است که منطقه آستارا تا زمان صفویه و پیش از آن از موقعیت خاصی برخوردار نبوده است. از آن زمان به بعد است که به سبب توسعه تجارت و مقاصد استراتژیک اهمیت پیدا کرده و در آن سازه های متعددی ساخته شده ا ست.
درباره منشا و چگونگی پیدایش نام این شهر گفته میشود نام آستارا را برگرفته ازترکیبی در زبان تالشی دانسته اند . براین اساس نام این شهر برگرفته از واژه آسته رو در زبان تالشی است. درباره وجه تسمیه نام این شهر گفته شده که کاروانان و مسافران زمانی که به این منطقه مردابی ساحلی می رسیدند ناچار به حرکت آهسته تر می شدند و واژه آسته رو( آهسته رو) تالشی به مرور تبدیل به آستارا شده است. جالب این که در محله عنبران محله آستارا جالب این که مردم هنوز هم به این شهر اوستورو می گویند
از زمان صفویه تا قاجاریه، نام آستارا تنها به منطقه ای میان انزلی و رود ارس که بخشی از آن در حال حاضر جزو جمهوری آذربایجان است، اطلاق می شده است .بررسی متون تاریخی مربوط به استارا نشان می دهد که این شهر در قرن گذشته دهکده کوچکی در آبریز رودخانه آستارا به نام دهنه کنار بوده و این نکته بیان گر این است که آستارا به منطقه ای کوهستانی اطلاق می شده نه یک ناحیه شهری.

شهر املش

قدمت این شهر به دوران سلطنت شاه عباس اول صفوی بر می گردد . در این دوران امرایی به نامهای ولی سلطان صوفی و بهرام علی صوفی به امر شاه عباس به حکومت رانکوه و دیلمان منصوب و در املش سکنی گزیدند . شهر املش مجاور رودخانه شلمانرود واقع شده و به علت “مند آب” بودن رودخانه در سابق ، این شهر بنام “آبلش” نامیده شد . این رودخانه باعث شد که املش به دو قسمت غربی و شرقی به ترتیب به نامهای سولشو “آبلش” موسوم و بعدها به مرور زمان املش نامیده شد . ” کشف آثاری از قرون گذشته در این منطقه ، حاکی از این است که املش سابقه کهن تاریخی پیش از اسلام را دارد .” از لحاظ هنری، بخش املش از ویژگی هنری خاصی برخوردار است و از نظر پیکر تراشی و پیکر سازی و کوزه گری دارای ابتکارات بدیعی است و آثار بدست آمده متعلق به قرون نهم و هشتم پیش از میلاد گویای این مدعاست و بخشی از این آثار هم اکنون در موزه “لوور” فرانسه و موزه “نادر” مشهد موجود بوده و به ثبت رسیده است.

شهر ماسال

ماسال شهری در استان گیلان ایران که در کنار کوه‌های تالش واقع شده‌است. معنی کلمه ماسال کوه وار یا کنار کوه یا دارای کوه است که از کلماتی مانند مسال,مازال و … گرفته شده است فاصلهٔ ماسال از شهر تالش ۶۰ کیلومتر است و با رشت از راه صومعه‌سرا ۵۵ کیلومتر فاصله دارد.

شهر ماسال در کنار رودخانه خالکایی واقع، که این رودخانه از قله مرتفع شاه‌معلم سرچشمه می‌گیرد پس از طی ۴۰ کیلومتر از درون شهر ماسال گذر می‌نماید. شهرستان ماسال دربر گیرنده دو شهر ماسال وشاندرمن است که از قدمت بالایی برخوردارند ودارای آثار وابنیه تاریخی نیزمی باشند.شهرستان ماسال که سابقا جزئی ازمنطقه وسیع تالش بود درسال ۷۶ مستقل وبه شهرستان تبدیل شد که شامل دو بخش : مرکزی وشاندرمن ، چهار دهستان : شاندرمن ، شیخ نشین ، حومه و ماسال ونیز ۹۸ آبادیست که از این تعداد ۱۲ آبادی خالی از سکنه است.

شهر سیاهکل

سیاهکل، شهرستان سرسبزی است خفته در پای قله سرکش درفک که جنگلی انبوه همچون نگین انگشتری، آن را دربرگرفته است. این منطقه با تاریخ پْرفراز و نشیبش، با تحولات فراوانی روبه‌رو گردیده و هم‌اینک در جوار منطقه‌ای به نام « برفجان » رشد و گسترش یافته است. شهرستان سیاهکل در ناحیه شرقی استان گیلان واقع شده و از شمال و شمال‌شرقی به لاهیجان، از شرق به لنگرود، از جنوب‌شرقی به املش و رودسر، از جنوب به مازندران، از جنوب‌غربی به رودبار و از غرب به رشت محدود می‌شود. همچنین قسمتی از رشته‌کوه البرز، ناحیه بزرگی از جنوب این منطقه را شامل می‌گردد. مهم‌ترین رودخانه‌های جاری در آن، « شیمرود » و « خرارود » است. این منطقه دارای دو ناحیه عمده جغرافیاییِ جلگه‌ای و کوهستانی است. آب‌وهوای ناحیه جلگه‌ای، مرطوب؛ و کوهستانی، نیمه‌مرطوب است. دستبافت‌های پشمی و تولید سفال، از جمله صنایع دستی آنان است و مهم‌ترین محصولات این ناحیه عبارتند از: برنج، جو، توتون، چای، فندق، سیب‌زمینی، گردو و مواد لبنی.
مهم‌ترین قسمت این شهرستان که دارای پیشینه تاریخی می‌باشد « دیلمان » است و مهم‌ترین روستای آن « اسپیلی » می‌باشد. دیلمان در گذشته وسعت بسیاری داشته و از یک‌طرف به مازندران و از طرف دیگر به قزوین محدود و در قرون چهارم و پنجم هجری‌قمری، مقر حکومت دیلمیان بوده و گیلان یکی از ولایات آن محسوب می‌شده است، امِا پس از انقراض خاندان آل‌بویه و تعرض سرداران محلّی، این سرزمین وسیع کم‌کم کوچک شده، تا امروز که یکی از بخش‌های گیلان به‌شمار می‌آید.

شهر آستانه اشرفیه

شهرستان آستانه اشرفیه بعنوان بزرگ‌ترین کانون مذهبی گیلان‌، دارای ویژگی‌های منحصر به فردی‌است که از جمله آنها می‌توان به عبور رودخانه سفید رود از پل آستانه اشرفیه اشاره نمود که به عنوان یک مرز طبیعی‌، جلگه گیلان را به دو قلمرو تقریباً متقارن و متمایز تقسیم می‌کند دو شهری که بطور متناوب مرکز استان گیلان بوده‌اند عبارتند از‌: لاهیجان در مشرق و فومن در مغرب که تقابل این دو شهر‌، فقط متاثر از مرز‌بندی‌های سیاسی سابق نیست بلکه سفید رود هنوز هم در آستانه مرزی است که دو گونه زبان گیلکی را از یکدیگر جدا می‌کند‌، گیلکی رشتی در مغرب رود خانه و گیلکی لاهیجانی در مشرق آن‌. شهرستان آستانه اشرفیه با موقعیت ساحلی و جلگه ای در ۶کیلو‌متری غرب لاهیجان و ۲۵ کیلومتری شرق رشت واقع شده است که از شمال به دریای کاسپین از جنوب به شهرستان سیاهکل محدود است‌. و دارای ۲ بخش‌، بخش مرکزی و بخش کیاشهر و ۲ شهر و ۶ دهستان می باشد‌.
نام این شهرستان به دلیل قرار داشتن آرامگاه سید جلال الدین اشرف، برادر امام هشتم شیعیان در آن از «کوچان‌» به آستانه اشرفیه تغییر یافته‌، گفتنی است سالانه حدود ۶۰۰ هزار نفر از این مکان مذهبی بازدید می‌کنند. اقتصاد این منطقه وابستگی شدیدی به کشاورزی دارد به طوری که حدود ۵۸ % از اشتغال شهرستان در بخش کشاورزی است که البته قابل ذکر است محصولات کشاورزی این شهرستان به دلیل شرایط جلگه ای و مرغوبیت خاک آن از کیفیت بالایی بر خوردار است.

شهر لنگرود

نام لنــگرود برای نخســتین بار در سـال ۵۱۲ هـ . ق در متــــون تاریخـــی ذکر شــده اسـت. در دوره صفـویان، خصـوصــاً در دوره سلـطنت شـاه عبـاس اول، شهر لنــگرود در گیلان بیه پیش مـرکز حوادث مهمـی بوده ونادر شاه افشار برای سـرکوب تاتارهای شـرق مـازندران و توســعه تجــارت ودستیابی به دریا، لنگرود را برای ایجـاد پایگاه دریایی و کارخـانه کشتی سازی جنگی با کمک جان التون انگلیسی انتخاب کرد و در توسعه آن کوشید و قاجارها نیزباعـث معروف شدن بیشـتراین شـهر شدند. این مرزوبوم در دوره سلجوقیان و خوارزمشاهیان جزئی از لاهیجان مرکز ولایت بیـه پیش بوده و بوسیله سلاطین محلی یعنی سادات کیا اداره می‌شده است. در دوره قاجاریه به این نواحی چندان توجهی نمی‌شد حتی در اواخر همین دوره به علت نابسامانی اوضاع داخلی لنگرود و نواحـی اطراف آن صحنه پیکـار و کشمش‌های گردنکشـانی بود که هریک سودای خانی در مخیله خود می‌پروراندند. لنگرود در قدیم بندرگاهی آباد بود و دارای تنها رودخانه شمالی بود که در کنـاره مرکزی شهرکشـتی های خیلی بزرگ لنگر می انداختند ورودخانه اش محل رفت وآمد کشـتی ها و قایق های بزرگ بودکه درآن توقف می نمـودند وبه همین دلیل به آن نام “لنـگر رود” و بعدها اسم لنــگرود را به خود گرفت، شـهری زیبا درشـمال ایران با مردمی با فرهنـگ و مهربان است. ترقیات این شهر با روی کار آمدن رضـا شـاه آغـاز می‌گـردد البته به علت شـروع جنگ جهـانی دوم مجال انجام شــهر سازی با اسـلوب جدید در لنــگرود حاصل نگـردید ولی در دهه های اخیر بیش از پیش این شهر با حومه آن به ترقیات و پیشـرفتهای سـریعی نایل آمده‌اند.

شهر رضوانشهر

نام اصلی رضوانشهر، رَزوَند یا رزونده یا رزوندی بوده‌است که بعداً به صورت رضوان‌ده و رضوانشهر درآمد. این محل تا سال‌های ۱۳۰۰ خورشیدی چندان رونقی نداشت.در دوران انقلاب جنگل، جادهٔ موسوم به شاه‌عباسی بازسازی و بهره‌برداری دوباره شد. این جاده با گذر از رضوان‌ده، گسگرات را به‌آبادی ساحلی شفارود پیوند می‌داد.
پیرامون سال ۱۳۱۵ خورشیدی نیز جاده بندر انزلی به آستارا ساخته شد و درست در محل کنونی رضوانشهر جاده شاه‌عباسی را قطع نمود.چهارراهی که به این‌صورت پدید آمد، محلی شد برای توقف مسافران و حمل بار و بنهٔ آنان و شهرتی پیدا کرد. اراضی این محل هم‌اینک نیز با نام چهارراه شهرت دارد. با گذر زمان چهارشنبه‌بازار روستای بیگ‌زاده -که در محلهٔ گیل دولاب در سه کیلومتری شمال رضوانشهر تشکیل می‌شد- به این چهارراه منتقل شد و این امر باعث شد که این محل به سرعت گسترش یافته به صورت شهر کنونی درآید و بعد از آن بود که رضوانتشهر به سمت توسعه جمعیتی رفته و دارای بافت مدرن شهری شد.
این شهرستان بعد از تقسیم شهرستان تالش به سه شهرستان مجزا ایجاد شد و از نظر زیباییهای طبیعی شهرستانی غنی است. آبشار ویسه‌دار از گردشگاه‌های زیبای منطقه‌است. کارخانه تولید کاغذ چوکا نیز در این شهرستان است این کارخانه که زمانی حدود ۷۰ درصد کاغذ کارتن کشور را تولید می‌کرد اکنون دارای وضع نابسامانی است.

منبع: نت

ارسال نظر

قدرت گرفته از وردپرس | قالب دارینا فارسی شده توسطقالب های فارسی برای وردپرس