تحلیلی بر راه رشد و آینده فومن (۱)/کورش مهیار

548576_9g5Taru6

ما چگونه می توانیم ما شویم

آنچه در این پرده نشانت دهند
گر نستانی پس از آنت دهند

نخست این متن برای ولایتم فومنات نگاشته شد سپس بلحاظ اینکه ساختار آن جا برای حدود سطح استان ما گیلان عزیز را داشت برآیند نوشتاری آن به سطح بزرگتری تعمیم داده شد.در حالی که نبض زندگی اقتصادی کشاورزی آن در این ماهها درکاشت و قامت کشیدن برنج و برخی اقلام دیگربه آرامی میزند به موضوع راه رشد و آینده همه جانبه آن می توان اندیشید آری به تو می اندیشم زادگاه و گورگاه من . آرام جای نهایی من. پس این پرسش را که در همین وضعیت مشخص و مشهود ظاهر و باطن گیلان ، فومن چه تحلیل مشخصی را برای دگرگونی اقتصاد مردم آن می توان در مطبوعات باز نمود ؟ آیا اصلا این گنجایش و استعداد و موقعیت برای چنین بحثی وجود دارد؟ یا باید وجود داشته باشد؟ برای همه اقشار مختلف با هر تز و تفکری و تحلیلی که دارند اگر چه مشکل است با طرح یک بعدی (یا چند بعدی آن) موضوع واشکافی نمود اما شاید در حد مشتی از آب دریا شدنی امکانش باشد. .بخصوص اگر توسط همولایتی های متخصص آن یا اهل تجربه عینی پی جویی و پی گویی گردد. در گذشته شاید جستارهایی از جوانب استراتژیست های گیلان انجام گرفته که البته سیر آن به لحاظ نو به نو شدن جامعه پایان ناپذیر و همیشگی است. این بار که توسط نخبه گان و فرهیختگان و البته خود مردم انجام گرفته و بگیرد. نگارنده اعتقاد دارد که با توجه به استقبال و علاقه مردم به سعادت جمعی ولایت خود، در وظیفه رسانه ای به ادامه مباحث نظری اقتصادی ومدیریتی نوین استان ( فومن )ادامه دهدکه معمولا می دهد. بگذارید بدور از مقدمه طولانی ، بعنوان آغازگر و ادامه دهنده آن دریچه ای باشیم برسبیل گفتگو ها وپیشنهادهای همه نخبه گان با هر نظر مخالف و موافق چرا که مقوله اقتصاد و کشاورزی و صنعت و همه حواشی و تبعات آن چیزی نیست که به هر شکلی بتوان آنرا متوقف کرد و کوتاه آمد. یا مانند گذشته هر چه پیش آمد خوش آمد. درعصر پرسرعت فعلی همه مناطق مردم و نخبه گانش مجریان و مسئولانش دست به کار شده و از ظاهر تا باطن مناطق شهری و روستایی مشغولند که به یک نظر می توان به تغییرات پی برد، مبارکشان باشد. الگو گرفتن نه تقلید امر مباحی است که می توان با گرفتن اعتبار و بودجه وحتا یار از افراد خوش درامد و با اعتبار استفاده نمود. این یک اصل اقتصادی است که باید همواره برنامه مشخص اقتصادی برای مشکلات اقنصادی مشخص منطقه وجود داشته باشد تا به نتایج استراتژیک آن امیدوار بود. وگرنه اتلاف زمان و فرصت است که به نافرجامی کشیده خواهد شد.مدام عده ای قلیلی مرفه بی غم کامل و عده کثیرواصطلاحن ۹۹ درصدی های جامعه در طول زمان درحال تولید و خدمات و کار اما لذتی نبرده و جذابیتی در زندگی نمی بینند. پس استارت دوباره راههای عملی، برون رفت از کندی و عقب ماندگی مشخص ،ساختار ثروت و پیشرفت استان و شهر عقب افتاده ما توجه زیر بنایی گردد.
عقب و یا جلوافتادگی در چند ساختمان و شیشه سکوریت مغازه و پیاده رو نیست . فاکتورهای مهمتری دارد، از جمله فرصت کار وتولید بزرگ همچون کارخانجات بزرگ و تولیدهای گسترده کشاورزی و خدمات وسیع انفورماتیکی و گردشگری معقول و با برنامه و… از جمله مواردی است می توان نام برد. باید اولن مسئولین اجرایی و مسئولین برنامه ریز در حیطه کاریشان بدان توجه داشه باشند. یعنی همین زیر ساخت، زیرساختی که دائما لق لقی نطق های فصیح بی پشتوانه و دهان های بازاست. به نظر لااقل برای گیلان و فومن خودمان شرکت همه عزیزان در آن به هر حال از حالت جمود و ایستائی در این باب خارج و به پاداش بعد از تدبیر و عمل مان فکر کرد. پس اینگونه برای همین شرایط مشخصی که می شناسیم چه باید کرد ؟با دسترسی داشته های موجود و شنیده و دیده های همگانی می توان به شروع بحث پرداخت . اما اینکه به کجا ختم شود هم اکنون شاید به قاطعیت مشخص نباشد و شاید هم در اصل تفاوتی نکند. چرا که بالاخره باید از جایی( بعد سه دهه و اندی ) از نقطه ای و درحالی با همراهی هم شروع و امید که هرچه زود تر با برنامه هایی مکتوب و اقناعی به نتایجی رسید. این مهم فقط مختص به ما و روزنامه ما واندک اهالی قلم واندیشه که هیچ قدرت اجرایی جز اندیشه و با هزار گونه پاییدن و پوییدن ووسواس خود ندارند. برای پر کردن صفحات و پز و نگاه اندر عاقلانه خود محورانه هم نیست. بلکه سوگند به حقیقت، ادای وظیفه ای است که هم به عنوان عرصه مطبوعاتی وهم عرصه زندگی مشترک با هم ولایتی های گیلانی و فومنی برشانه های استوار هموندان شهری و روستایی و نخبه گان و اهالی اهل علم اقتصاد و جامعه شناسی باید که سنگینی بنماید. اولین گام موثر, انگیزه و خواستن باید باشد که هست. گام بعدی نیزباید تئوری و نظریه های اصولی با توجه به امکانات موجود باشد.تئوری و نظریه که گفته می شود چندان سنگین و ناشدنی نیست. دوسال پیش از این نظر یا همان تئوری بین اندکی از روستاییان« بله درست است. از روستاییان جنوب غربی فومن و سپس تایید برخی شهروندانی تحصیل کرده و درس کشاورزی خوانده » جا افتاد که بجای کیوی آن سال ( پاچ باقلا ) بکارند. ریسک تغییر کاشت را نموده و وقتی محصول به بار نشست با یک هجوم خرید مردم و شهری و روستایی و دلالان و کل فروشان این محصول سفره مردم مواجه و مبلغ میلیاردی وارد فضای اقتصادی فومنات شد و این نظریه که درشرایط فعلی غذای اصلی شکم مردم بیشتر خواهان دارد تا میوه لوکسی که اتفاقن مبلغ بالا را هم یدک می کشد. به همین سادگی اندک دو دو تاچهارتا در اغلب زمینه های اقتصادی تا خدمات و راه و کارگاهها ی خاص کشاورزی جهت تولید و… می توان فکر نمود پا به اجراگذاشت. در بسیاری وقت ها پدیدهای بزرگ برای سعادت بر حق زندگی از راههای آسان اما تفکر شده بر می خیزد.
پس گام بعدتر هم اثر گذاری آگاهانه و داوطلبانه نیروهای موثر بخصوص بومی می تواند راه گشا باشد. سرعت و دقت و مهارت اولین کار پایه این فرمول توسعه گرایی اقتصادی می باشد. در اینجا به نظر می رسد که آنچه کمبودش کاملا حس می شود اطلاعات دقیق و یا تقریبا نزدیک به واقعیت ها و وضعیت های موجود استعدادهای بالفعل و بالقوه در گیلان می باشد. اینها شامل سرمایه بعلاوه منابع و نیروی کار بعلاوه ابزار کار واقعا موجود می باشد. یعنی در مرکزیتی قوی در وحله اول مقدار نفوس روستایی و شهری – زمین و محصولات خاص و مرغوب زراعی آن – آب – نیرو و لوازم کار از نوع تخصصی و یا عادی آن – صنعت مرتبط با کشاورزی آن- طیور انواع مختلف – صیفی . میوه، سبزی، منابع دریایی . در ولایت ما منابع پرورشی آبی دریا خزربا تمام محصولاتش – گمرک و تجارت همسایگان برون مرزی – کارخانه های فعال و نیمه فعال و تعطیل و هنوز افتتاح نشده – بانک و پول و سرمایه داران خاموش و سرمایه گذاران مایل به همکاری – قدرت تخصیص منابع و چانه زنی ۱۳ نماینده مجلس استان در تهران – تجمیع وهماورد نخبه گان و فرهیختگان و اساتید مستعد و اندیشمندان اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی – خروج ارز کارمندی و کاسبی _ مکانیسم دیرینه سال سنتی _ وجود منابع دقیق اطلاعات از استعداد و واقعیات موجود آن .. وغیره را باید مشخص نمود. بگذارید با ردیف نکردن لیست فراوان استعدادها و کارهای قابل طرح واجرا، به طور انبوه و (سنگ بزرگ ..)بتدریج بطور عام و خاص با همکاری و پیشنهادات شما کم کم به مراحل تخصصی آن پرداخت. با گذر از این مرحله که هر شهر و هر نهاد و اداره و روابط عمومی ها آمار وارقام خود را اعلان نمایند.( ما نویسنده گان و روزنامه نگاران در پژوهش های حتا ساد ه خود بشدت از فقر اطلاعات و آمار و حتا قول و فعل و قرار و گو و گفت ساده در چالش هستیم. با توجه به استعداد خاص ولایت ما سریعا بر روی استعدادهای کشاورزی و صنعت مربوط به آن را می توان در اولویت انتخاب و برنامه نهاد. چرا که شاید نتوان سریعا یک خودرو را ساخته و به مثلا بازار جهانی عرضه نمود اما هیچ جای ایران و جهان برنج ، چای ، مرکبات ، ابریشم ، توتون وغیره ما را رد نخواهند کرد.چنان که محصولات ارزان اما غیر طبیعی و مشکوک آنها را برایمان آوردند. این مثالهای کوچک فقط جهت تبیین ساده موضوع خواستن و توانستن از جهت عملیاتی قضیه است. بالاخره هر راه بزرگی با گام اولی و کوچک آغاز می شود. آیا دراین مثال باستانی ما شکی دارید؟
بنابراین با طرح و نظرات و پیشنهادهای منطقی همه شما علاقه مندان توسعه اقتصاد گیلان و زندگی مردم ، در هر سن و سال و تیتر دانشگاهی و قشر اجتماعی که هستید در آغاز این برهه حساس فقط خودمان هستیم وبس. به مسائلی همچون چگونگی نوع مزارع چای و برنج و محصولات خاص زمین های مربوطه به سرعت و بار آوری موثر و بهترین گزینه های صنعت جانبی آن تا بهتری شکل محیط گردشگری برای مهمانان می توان رسید. استفاده بهینه و مکانیسم نیرو و ابزار کارو تمامی جوانب بعد از تولید هم از پیش می تواند مشخص و معین گردد. شک نیست که لیست بیکاران داخل استان و مهاجرت کرده های اجباری و متخصصین منفعل ومحققین دارای برنامه و غیره باید که در دستور برنامه باشد.
چهارم: فراخوان عمومی وجدی و شفاف برای طرحهای فعلا موجود جهت ارزیابی قدرتمندان مالی داخلی و خارجی استان که معمولا از شم اقتصادی خوب و پر توانی برخوردارهستند با تبلیغات و آگاهی جدی و مصمم باید که صورت گیرد. شورو تلاش و فراخوان های اولیه و سرازیر شدن طرحها و پیشنهادها مطالعات و جرقه های ادامه داری را با خود به همراه خواهد داشت. نمایندگان مجلس شهرها – نمایندگان شوراهای مختلف تا اصناف و روابط عمومی های مختلف چه با هم و چه بواسطه مرکزیت ایجاد شده و با استفاده از فن آوری اشکال الکترونیکی و نرم افزاری ارتباطات یاور این طرح به اشکال مختلف خواهند بود. این انگیزه و اقدامات البته با رویایی از پیش مسایل و مکانیسم های خود را بدنبال خواهد داشت که هم اکنون برای دیر باوران مشکل و دست نایافتنی و خارق العاده جلوه کند. در حالی که همیشه با پذیرش این تلاش های برنامه ریزی شده و مصمم مردم استانهای اهل کاررا به ثروت مشروع عمومی رسانده است. تاریخ برخی از مردم این استانها حکایت از پیگیری های مجدانه مردم و نخبه گان و مسئولین شریف شان می نماید. بطوری که مردم این استانهای مورد نظر با کار منظم و تمام وقت برخلاف مثلا شهرها و یا قهوخانه های ده ؛ هیچ وقت خیابان گردی و گذران عبث و طولانی و خسته کننده روزانه جهت کشتن زمان زندگی مان جلوی پیاده روها و پارک و غیره را ندارند. از جنبه های منفی و خانمان بر انداز متعاقب مشغول کار و نبود مجتمع های جدی تولید فعلا می گذریم. بنابراین در یک فراخوان عمومی و اینکه همه مردم و مسئوولین و متخصصین با یک خواست پیشرفت همگانی اقتصادی و رفاهی و اجتماعی با سرعت و شدت نوینی به شناخت دوباره استان گیلان از جنبه های مختلف باید که پرداخت . مرکزیتی با بهترین اشکال پیشنهادی با مجموعه ای از استاندار گرفته تا امام جمعه و نمایندگان و شوراها و فرهیخته گان تا اصحاب مطبوعات و هرآنکه توافق شود به این انقلاب اقتصادی رفاهی استان که بی شک سرعت در راه حل ها را تضمین می نماید. بعدتر در این بررسی هابا آرامش همراه فاکت ها و آمارها و درخواست یاری از منابع مربوطه همان منطقه جذابیت بحث راه و رشد متفاوت و اصولی گیلان رابسی افزون خواهد شد. بدور از هرز روی و تغییرجهت وحشتناک منابع هزاران ساله اکولوژیکی گیلان عزیزمان را بنام تغییر کاربری و عدم صرفه وتزریق کم پول به صاحبان اصلی آن برای ویلا سازی و ویلان سازی مهاجرین آن برای کارگری دربندر عباس و عسلویه ها و ویلا سازی دیگران با پول های توسعه یافته خودشان در بیخ گوش بیجار ها و شالیزارهای مان که بسیار در جلوی چشم است. بهرحال شکل و فرم و محتوای این بحث حیاتی که دخالت همه شما را برای رسیدن به یک مجموعه نفیسی از اندیشه و طرح برای امر خیری بزرگ خواهانیم. این فقط می تواند در سایه تلاش و کوشش خود ما مردم گیلان وبا استفاده از حقوق حلال خداوندی از برنامه و بودجه مرکزوسعی وکارخود ما برخواهد خواست.مطمئنا یک اقتصاد عالی فکر شده می تواند حقوق شهروندان و روستاوندان گیلانی ما را در درون استقلال و دمکراسی و آزادی و هر مقوله دیگر اجتماعی مرتبط تامین نموده و فرصت خوبی برای بستر فرهنگی تک تک آحاد و خانواده ها برای دوستی و محبت و گرمای خانوادگی و آرامش روحانی و مذهبی و خلاصه کلام سعادت واقعی را بوجود بیاورد. این ها همه شدنی است و این همه از شدنی ها حکایت می کند. انشاالله.

کورش مهیار

ارسال نظر

قدرت گرفته از وردپرس | قالب دارینا فارسی شده توسطقالب های فارسی برای وردپرس