حضرت محمد (ص) ؛ الگوی ماندگار

shahadt peyambr

در یک نگاه کلی می توان اسلام را به سه گرایش تقسیم بندی کرد. این گرایش ها که تقریبا برای هر مسلمانی تجربه شده اند، عبارتند از:
۱- گرایشی که به مسخ اسلام کمک شایانی کرده است ؛ این که اگر کسی عطسه کرد ، بلا فاصله چه چیزی بر زبان آوریم ، یا قبل از غذا ،هنگام خوردن آن و بعد از غذا چه اعمالی انجام دهیم تاعلاوه برانباشت شکم، اجری نیز برده باشم . همچنین باور به کراهت بریدن نان ، توسط چاقو و امثالهم.
در این گرایش جهان بینی فرد بین سفره ، توالت و خواب خلاصه می گردد
۲- گرایشی که اسلام و احکام آن را تا آن جا القاء می کند که منافع حلقه آنان را تامین نماید. این نگاه قرآن،مسجد،حدیث و احکام اسلامی را برای هموار کردن موانع سر راه این منافع می پذیرند و دگر هیچ.
اعتبار این گرایش ، از کلام امام علی بن حسین (ع) قابل سنجش است. ایشان در کاخ شام در دمشق و در حضور یزید بر بالای همان منبری که خاندان حسین (ع) اهانت می شد ، حضور یافت و با اشاره به منبر ، از یزید خواست فرصت دهد از” تخته پاره” ، یعنی منبر که ابزار حکومت جائر شده و ارزش ندارد و تخته چوبی بیش نیست ، بالا رود تا پاسخ مداح حکومتی را بدهد.
۳- گرایشی که پیروان این دین به خصوص مومنین به محمد(ص) را ملزم به حفظ ارزش های دینی می کند و تجلی آن ، روزانه در ادای نماز توسط مسلمین قابل مشاهده است ،« اشهَدٌ انّ محمد عَبدٌهٌ و رسولٌهٌ» محمد عبد و همواره کننده راه وصول به خداست نه « صد عن سبیل الله » ونه بستر و زمینه ساز فرار مردم از راه و دین خدا.
اکنون به اختصار از تفاوت بین گرایش دوم وسوم در متن ذیل نمونه هایی ارائه میگردد.
الف- پیامبر در مدینه هم به نص الهی ونیز رأی و خواست مردم ، حاکم اسلامی بود. در یک رویداد جالب روزی یکی از اهالی مدینه نزد وی آمده واز مزاحمت فردی مسلمان به نام «سمره بن جندب» که رسیدگی به درخت خرمای خود، از حیاط منزل مسکونی او عبور کرده و مزاحمت ایجاد می کرد ، شکوه نمود . او «سمره بن جندب»را خواست واز عمل غیر اخلاقی وی گله کرد و از او خواست که این کار را تکرار نکند. «سمره »با بی توجهی به همان روش پیشین رفتار کرد ، در نتیجه پیامبر دستور به قطع درخت داد ، تا به چشم خود نتیجه ی تجاوز به حقوق دیگران را تجربه کند
در این رفتار پیامبر ، چند نکته قابل تأمل ، دقت وتوجه است :
دستور قطع درخت، آن هم به علّت مزاحمت برای برادر مسلمان ونه به خاطر سر پیچی از در خواست حاکم اسلامی. او می توانست به عنوان حاکم اسلامی ، به بهانه سرپیچی از فرمان سرپرست مسلمین و تبع آن زیر پا گذاردن فرمان خدا ، سخت ترین مجازات ها را وضع کند، امّا به حداقل مجازات و آسان ترین حکم توسل جست.
ب) «عبدالله بن ابّی» ، شیخ و رهبر باند منافقین مدینه ، در اکثر توطئه ها و رفتار های نا جوانمردانه علیه مسلمین و حکومت نوپای اسلامی شرکت داشت . امّا وقتی از دنیا رفت ، پیامبر بر جنازه او نماز گزارد و حتی لباس خویش را کفن او کرد.
البته چنین منش و رفتاری از علی(ع) ، دست پرورده محمد (ص) نیز مشاهده گردیده است ؛ وقتی خبر مرگ فرزند اشعث بن قیس – کسی که ماجرای حکمیت در صفین و تولد خوارج را از دسیسه و توطئه های او دانسته اند – رابرای علی آوردند ، در تسلای مصیبت مزبور، به اشعث نامه همدردی و تسلیت نگاشت . همچنین ، حسین بن علی(ع) به محض شنیدن خبر مرگ معاویه ، آیه« استرجاع» را زیر لب زمزمه کرد.
ج) وقتی در جنگ تبوک ، هنگام بازگشت ، عده ای از مسلمانان در واقعه “عقبه” قصد قتل محمد(ص) را کردند ؛ از خطای همه آنان گذشت وایشان را ” اصحاب” یعنی ” رفیق و رفقای ” خویش خواند..
اکنون اگر در بد بینانه ترین حالت، چنین رفتاری را ، مصلحت گرایی پیامبر بدانیم ، البته نشان از کج فهمی پیروان چنین قرائتی بوده، نیز جفایی بزرگ و تحریف آشکار بر پیامبر خواهد بود.
حال این پرسش در ذهن پیروان راستین پیامبر خطور می کند که چرا حاکمان مسلمانان و پیروان او ، در عمل تن به رفتار مصلحت گرایانه و اعمال ” سمحه و سهله ” او ندادند؟
در پایان متذکر می گردد که هر چند که در قرآن و آیات الهی و الگوی رفتاری پیامبر ، به غضب و خشم نیز اشاره شده است امّا با تتبع وتدقیق هر محققی می تواند به نمودار و درصد ناچیز سخت گیری در مقابل تعداد بسیاری از آیات رحمت والگوی رحمانی پیامبر پی برد.
اسلام دین رحمت ، پیامبر الگوی گذشت و مهربانی و آدمیزاد صید مهر وعطوف است.

سیدیعقوب آل شفیعی فومنی

ارسال نظر

قدرت گرفته از وردپرس | قالب دارینا فارسی شده توسطقالب های فارسی برای وردپرس