مهاجرت دونام آور فومنی عصر صفویه به دیار هند

0.736512001328121797_jazzaab_ir

کیوان پندی
مستندات تاریخی گویای آن است که ؛ درعصرسلطنت برخی ازشاهان صفوی ، شماری از شعرا و ادبا و پزشکان ایرانی ، از جمله گیلانی به خاطر عدم حمایت در زمینه ی علم وادب ، سختگیری های مذهبی وهمچنین فتنه ی عثمانی ها به سرزمین ادب پرور آن زمان هند مهاجرت نموده و از حمایت وتوجه برخی از سلاطین گورکانی برخوردار شدند . تعداد این دسته از مهاجرین به بیش از هفتصد تن می رسد که زنده یاد استاد احمد گلچین معانی (۱۳۷۹-۱۲۹۵) اسامی اغلب آنان را در اثر خود « کاروان هند » آورده است.این تعداد از دوره ی شاه اسماعیل اول صفوی تا دوره ی شاه سلطان حسین را در بر می گیردکه به غیر از شماری از آنان که موطن خویش بازگشتند ، بقیه در آنجا ساکن شده ودر همان جا وفات یافته و به خاک سپرده شدند.براساس بررسی ها ، اوج این مهاجرت در دوره ی حکومت شاه طهماسب و بعضاً در دوره ی سلطنت شاه عباس اول اتفاق افتاد که این دوران مصادف است با سلطنت جلال الدین محمد اکبر شاه ، جهانگیر شاه و شاه جهان در سرزمین هند .

اما در میان این گروه از مهاجرین نام و نشان حدود بیست تن از شعرا و پزشکان گیلانی نیز به چشم می خورد که دو نفرشان از نام آوران و مشاهیر خطه فومناتند که یکی فومنی و دیگری از ماسوله است. شخص فومنی «شیخ حسن فومنی» نام دارد که از جمله دانشمندان دوره ی صفویه به شمار می آید.از زندگانی وی اطلاع چندانی در دست نیست . فقط همین قدر می دانیم که در زمان سلطنت شاه طهماسب اول صفوی یا شاید شاه اسماعیل دوم از شهر فومن به بغداد رفته و از آنجا به سرزمین هند مهاجرت نموده است.نامبرده بعد از ورود به کشور هند، به دربار سلطان وقت آنجا ، جلال الدین محمد اکبر شاه (متوفی ۱۰۱۴ ه. ق) – از پادشاهان سلسله ی بابریان (تیموریان هند)- راه یافته و در همان زمان منزلتی نیز پیدا نموده و در کنار دیگر دانشمندان و ادبای مهاجرایرانی ، از محترمین اعیان دولت اکبر شاه گردیده است.شیخ حسن به روایتی از آنجایی که در اشاعه مذهب شیعه می کوشیده ، از این رو به خاطر بدگویی اطرافیان به قتل رسیدکه بعد از این واقعه در رثای او بعضی از شاعران هم عصرش اشعاری نیز سرودند.وی دارای آثار وتالیفاتی هست که یکی از آنان به نام نامی امام اول شیعیان جهان می باشد.

شخصیت مورد نظر دیگرما« نجاتی ماسوله» نام دارد که در برخی منابع از وی به نام نجاتی گیلانی نیز یاد گردیده است. شرح حال گویا و روشنی از وی نیز در منابع وتذکره ها موجود نیست .با این همه مسلم است که ؛ وی در آغاز درزادگاهش ماسوله به تحصیل علم و دانش روی آورده و بعد از فراگیری مقدمات علوم ادبی ، در سرودن شعر نیز مهارت بدست آورده و در جوانی به سرودن شعر اهتمام ورزیده است. نجاتی ماسوله پس از این در زمان شاه عباس اول صفوی به منطقه لار فارس کوچیده و پس از چند سال اقامت در آن سامان، سپس راهی هند شده و در کنار دیگر گیلانیان مهاجر همچون : حکیم ابوالفتح لاهیجی ، قراری گیلانی و دیگران از حمایت دربار شاهی آنجا برخوردار شده است.وی عاقبت در اوایل قرن یازدهم هجری قمری در پیش از سالهای ۱۰۰۴ ﻫ .ق در همان جا وفات یافته و محتملاً درمزار الشعرای آن مرزوبوم به خاک سپرده شده است.اشعاری نیز از وی به یادگار مانده که دقیقاً مشخص نیست کلیات اشعارش مشتمل بر چند بیت است ، اما قدر مسلم آنکه اشعارش بیشتر مثنوی بوده که امروزه می توان به شماری از آنان در کتابخانه های گجرات ، حیدر آباد و احمد آباد هند دست یافت .از مثنوی های معروف وی هم یک مثنوی ۲۳ بیتی به نام « ناز و نیاز » است که مطلع آن این است:

                 گشت زتاثیر هوا تلخ کام                  شور عرب ، لیلی شیرین کلام

منابع:

۱- کاروان هند ، نوشته احمد گلچین معانی

۲- مشاهیر گیلان ، نوشته رضا مظفری.
۳- تذکره شاعران گیلان ، نوشته سید محمد عباسیه کهن.

ارسال نظر

قدرت گرفته از وردپرس | قالب دارینا فارسی شده توسطقالب های فارسی برای وردپرس