رضا عباسی:پس از ۲۹سال بازیگری درفقر مطلق بسر می برم

02

دلم گرفته از دیار پینوکیوها …

رضا عباسی هنرمند مستعد و خوش قریحه شهرفومن در هفته ای که گذشت طی مصاحبه ای با سایت «گیل واژه» ازمکنونات قلبی و دلتنگی هایش سخن گفت که با هم می خوانیم:

یاسردوستار

چه دشوار است نامی باشی نتوانی که آنطور دلت میخواهد در میان مردم قدم بزنی ،با خنده آنها بخندی و با گریه شان هم نوایی کنی ، در دنیا یی که مادیات  حرف اول آخر را میزند و هرکسی خواسته یا ناخواسته به سمت وسویی کشیده میشودتو حرفه ای را پیشه کنی  که معروف به هنر هفتم است .در گیلان کمتر کسی است که بابازی این هنرمند  فومنی آشنا نباشد اما انچه مشهود است برای فومنی ها به ظاهر غریبه می آید.جنس غریبگی این نام آشنای فومنی وقتی ملموس میشود که پس از ۲۹ سال بازی و خنداندن دلهای مردم حالا خودش در منجلاب زندگی در حال غرق شدن است .

درذیل چکیده ای از گفتگوی ما با این هنرمند خستگی ناپذیر عاشق را میخوانید.

گیل واژه:  آقا رضا در همین پرسش اول میخواهم بدانم چطور شد حرفه بازیگری را دنبال نمودید؟

بازیگری برای من از دوران کودکی یک نوع بازیگوشی بود دوست داشتم از همان زمان ادای برخی از هنرپیشگان مثل بهروز وثوق و فردین رادربیاورم .به واقع همان بازیگوشی من باعث شد که رو به این حرفه بیاورم و قریب به ۲۹ سال است که دارم بازیگوشی میکنم .

 گیل واژه:  زمانی تئاتر درفومن نزد مردم از جایگاه ویژهای برخورداربود وشما به اتفاق بزرگان این شهر به روی صحنه نمایش میرفتید چه شد که به یکباره  تئاتربا استقبال کم مواجه شد و هرگز آن نوع نمایش خاص در فومن دیگر اجرا نشد؟

دلیل اصلی را میتوان مسائل اقبصادی عنوان نمود.آخرین کاری را که گروه بزرگ ریما انجام داد و بنیانگذارش مرحوم امیر قویدل بود دوستان وبزرگوارانی همچون فرهاد پاک سرشت ،حسن ذره بین و عطا عشق پرست و تعدادی از دوستان دیگر در سال ۷۱انجام شد و من افتخار این راداشتم با این اساتید روی صحنه برویم ولی من فکر میکنم تئاتر به یک سری از ابزار نیاز دارد مانند وسایل مورد نیاز روی صحنه ،دستمزد بازیگران و غیرو اما با نبود چنین ابزاری فضای کار برای افرادی که توانایی این کار را دا رند دچار مشکل خواهد بود.چرا که متون فاخری برای نمایش تئاتر وجود دارد .

 گیل واژه: آیا هم اکنون از اوضاع واحوال آن بازیگران تئاترباخبریدواز دیدتان بهترینهای تئاتر چه کسانی هستند؟

بله با همه دوستان وبزرگانی که تئاتر بازی مینمودند در ارتباط هستم ولی در ارتباط با جوانان ترجیح میده سکوت کنم چرا که نسل جوان باید به آموزش توجه کنند.هنوز برای من بهترینها همان پیشکسوتها هستنداعم از آقایان فرهاد پاک سرشت ، عطا عشق پرست،  حسن ذره بین ،مهدی آقا جانی وعلی پورجانی میباشند این دوستان بیشتر مواقع برای دین نمایش جوانان بیلط میخرند ومارا از نظرات خود بهرمند میسازند.

 گیل واژه: نگاه مردم به رضا عباسی چگونه نگاهی است؟

خوب هرکسی از یک زاویه نگاه میکند،من با این مردم زندگی کردم ورشد نموده ام. اشاره ای میکنم به شعرمرحوم شیون فومنی که میگوید تا قبله میشین مردم من قبله نمایم سودای چپ وراست نرم فکر شومایم.قدر دان مردم شهرم میباشم که همیشه به من لطف دارند.

 گیل واژه : تا کنون اداره ارشاد از وجودتان برای همکاری و آموزش نسل جدید در یادگیری هنر وتئاتر دعوت نموده است؟

یقینا همینطور بوده است ضمن اینکه در سال ۸۷ با ریاست وقت و کمک پیشکسوتان همچنین آقای بهروزانشیه که همیشه نامش از قلم می افتد ولی همواره پشتیبان جوانان در امر بازیگری بوده اند توانستم آموزشگاه بازیگری را افتتاح کنم وبا همه مشکلات مالی  همچنان در حال فعالیت میباشم. من از قدم زدن در میان این مردم نمیتوانم لذت ببرم چرا که هرشخصی دنیایی درخلوت خود دارد

 گیل واژه: بواسطه بازیگری در نقش های مختلف در شبکه گیلان و بعضا فرا استانی مردم اکثر نقاط گیلان با چهره شما آشنایی پیدا نموده اند این مسئله کار رابرایتان سخت نمی کندو به طور کل مردم منطقه چه برخوردی با شما دارند؟

صددرصد کارم راسخت میکند، مردم همیشه به من لطف دارند  مسلما دوست دارند همیشه چهره شاد وبشاش مارا ببیند ولی آنچه واقعیت دارد این است که من از قدم زدن در میان این مردم نمیتوانم لذت ببرم چرا که هرشخصی دنیایی درخلوت خود داردوممکن است درلحظاتی ناراحت باشم ووقطعا زمانی که ناراحتم نمیتوانم پاسخ محبت های مردم رابا چهره عبوس خود بدهم ،انوقت است که شرمنده میشوم.

 گیل واژه: به سبب سالها تلاش در سریالهای متعدد گیلانی وگاها سراسری وضعیت اقتصادیتان امروز چگونه سپری میشود؟

خیلی سخت ودشوار میگذرد چرا که من به یک سمتی سوق پیداکردم که اسم ان را میگذارم نمایش روشنفکری ،درواقع تمام دغدغه من این بود که مردم را بخندانم ولی غافل ازفردای آینده خود بودم هرچند ازاین مسئله ناراحت نیستم اما سرنوشت این است ،فقط درجایگاه بازیگری میتوانم بگویم کلا تئاتر ما   در کشور به سبب استقبال کم بیمار است.به دلیل تهاجم فرهنگی ،فضای مجازی و مسائل دیگر .اما در مورد خودم میتوانم دریک جمله بگویم پس از ۲۹سال بازیگری درفقر مطلق بسر میبرم.

 گیل واژه: بازی کدام بازیگر ایران درسینما به دلتان مینشیند و الگوی شما در ایران وسینمای جهان کیست؟

در سینمای جهان مارلون براندو و در ایران استاد پرستویی برای من و دیگران میتواند الگوی خوبی باشد و همچنین  خسرو شکیبایی ، البته خودم عشق بهروز وثوقی هستم ودوران کودکی عاشق بازی این بازیگر بودم .

گیل واژه: چرا به حضور درگیلان بسنده نموده اید ورغبت حضور درسریال های شبکه سراسری را پیدا نمیکنید؟

به خاطر علاقه ام به گیلان است گرچه اصالتا پدر ومادرم گیلانی هستند اما زادگاهم تهران بوده است و ۵سال اول زندگیم در تهران سپری شده است اما من گیلان را خیلی دوست دارم و یک هفته از این دیاردورمیشوم فکر میکنم داخل یک زندان مرا زندانی نموده اند.وهراز گاهی سریال هایی برای شبکه های سراسری بازی نموده ام وآخرین فیلمی که بازی نموده ام کاری بود به نام مهمان به کارگردانی آقای بهزادرفیعی که فکر کنم در حال حاضر درجشنواره کلن آلمان اکران شده است .بازی دراین فیلم تجربه خوبی بود.یک پیشنهادی دراواخر سال ۹۳به من شد که مربوط به زندگینامه حضرت محمد (ص)می باشد که اسم فیلم گوهر هستی است وقرار است در شهرک غزالی فیلمبرداری شود و ۲سالی طول میکشد البته باید مشخص شود که به توافق میرسیم یانه چرا که مسائل مالی درحال حاضر برایم در اولویت قرار داردزیرا من دیگر به دنبال شهرت نیست ونبوده ام.ضمن اینکه من اگر ازسناریو خوشم نیاید هرپیشنهادی را قبول نمیکنم و ترجیح میدهم درگیلان با همه فقر ونداری کار کنم وبه گیلانی بودنم افتخارمیکنم.

06

گیل واژه: آخرین کتابی که خوانده اید چه بوده وبا چه شعری ارتباط برقرارمیکنید؟

آخرین کتابی را که خوانده ام زندذگینامه استاد انوش نصر ماسوله بود که از بازیگران قدیمی گیلان به شمارمیرود ودرواقع به تشریح زندگی شخصی وزندگی هنری از کودکی تا به امروزش بود که به گمانم قبل از عید ۱۲فروردین بودکه این کتاب را مطالع نمودم. در خصوص شعر نیما و احمد شاملو و فروغ فرخزاد را مطالعه میکنم.

مرا تو  بی سببی نیستی

براستی صلت کدام قصیده ای ای غزل ؟

ستاره باران  جواب کدام سلامی به آفتاب  از دریچه تاریک؟

گیل واژه: تا کنون نقش های مختلفی راایفا نموده اید با کدامیک بیشتر انس گرفته اید و به نوعی به دلتان نشست ؟

من شخصیت حسن در سریال مهمان سرای امید را خیلی دوست داشتم چرا که نقش ادم ساده لوحی بودکه زیاد میفهمید ومن توانستم به نظر خودم آن نقش را خوب بازی کنم  خیلی ها هنوز مرا به نام همان حسن می شناسندو صدا میزنند  من نیز ناراحت نمیشوم  و کاراکتر دیگری بود به نام قباد در یک مجموعه ای به نام آنسوی شالیزار، علی رغم اینکه استخوانم شکست اما ادامه کار دادم و این دوکار تصویری را بیش از سایرین دوست داشتم .

گیل واژه: رضا عباسی آرزویی هم دارد؟

آرزوی من این است که همه مردم ایران عزیزم دغدغه مالی نداشته باشند و شرمنده خانواده  خود نشوند.

گیل واژه: ناگفته ای اگر مانده در پایان این گفتگو بفرمایید.

من در بخش آرزو یک مسئله ای را سانسور کردم ولی الان میخواهم بگویم  اینست وقتی ۳۰سال به نلسون ماندلا جفاشد از او پرسیدند در قبال ظلمی که شد چه میکنید که گفت من می بخشم اما فراموش نمیکنم .البته من کجا وماندلا کجا ! نه اینکه آدم کینه توزیی باشم ولی  کسانی را که به من ظلم کرده اند نه می بخشم نه فراموش میکنم  ،آنان را به خدا واگذار میکنم.

پایان حرفم را با شعری از خود به اتمام می رسانم:

دلم گرفته از دیار پینوکیوها                          چه رنگ زرد نهفته است درنگار پینوکیوها

مرا به جرم صداقت زشهر راندند                     همیشه رانده ام نه چون تبار پینوکیو ها

نه قصه ای نه قصیده نه مثنوی نه غزل             چه میشود که بگویم زروزگار پینوکیوها

گرچه بی گنهم توبه میکنم ،آری                      واشک دیده تب دار من نثار پینوکیوها

منبع : سایت گیل واژه

ارسال نظر

قدرت گرفته از وردپرس | قالب دارینا فارسی شده توسطقالب های فارسی برای وردپرس