معرفی کتاب آوازهای کمرنگ/اسمعیل دلیرفومنی شاد

Vector-Graphics-1-HD-Images-Wallpapers

آوازهای کمرنگ (گزیده اشعار فارسی)
ناشر: دهسرا
پدیدآوران: شاعر: اسمعیل دلیرفومنی‌شاد
موضوع: شعر فارسی – قرن ۱۴
تعداد صفحه: ۱۱۲
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
تاریخ نشر: ۹۵/۱۰/۰۷
نوبت چاپ: ۱
محل نشر: رشت
شمارگان: ۱۱۰۰
95A07215

 

اسماعیل دلیر فومنی شاد (شاد فومنی) از شاعران خوش ذوق ، مردمی  وقدیمی شهر فومن است .کتاب حاضر درشش فصل وشامل اشعار این شاعر  درقالبهای کلاسیک ازقبیل دوبیتی، غزل ، رباعی ، مثنوی و قالب شعرنو می باشد. به امید چاپ آثاری دیگروموفقیت بیش از پیش این شاعر مردمی درادامه دونقد نوشته براین اثر را باهم می خوانیم.

vasat8

معرفی مجموعه «آوازهای کمرنگ»/اسماعیل شاد‌فومنی/انتشارات دهسرا/۱۳۹۵
در هوای شکوهِ شورِ شعرِ شاد
اکبر اکسیر
سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶

روزنامه اطلاعات

اولین کتاب هر شاعری، اولین اشتباه ادبی اوست که با شدت تمام چاپ و منتشر می‌شود. هر چه دوستان می‌گویند بابا، تو را به جان مادرت از چاپ کتاب منصرف شو، ما تو را شاعر قبول داریم، به پولت رحم کن، طلاهای همسرت را فدای کتاب نکن؛ قبول نمی‌کند.
فرزند و عیال هر کاری می‌کنند، نمی‌توانند مانع پیشرفت ادبی او بشوند. لاجرم کتاب اول چاپ می‌شود. ناشر چک‌های خود را با امضای یک بازاری معتبر می‌گیرد و چندین کارتن کتاب را تحویل شاعر می‌دهد.
همسر مظلوم شاعر برایش اسپند دود می‌کند و دلداری‌اش می‌دهد که حتماً در رونمایی می‌فروشد. اقلاً اداره ارشاد صدجلد می‌خرد. اگر نخرید، شهرداری یا شورای شهر می‌خرد. اگر آنها هم مرتکب این عمل خودسرانه نشدند، آخرسر به فامیل و دوستان و همسایگان هدیه می‌دهیم.
خلاصه اولین کتاب با تمام مراسم و مناسک، روی دست شاعر می‌ماند و آینه دق خانواده می‌شود. اما این را هم بگویم که هیچ شاعری در این مورد مقصر نیست. بالاخره باید از یک‌جایی شروع کرد و به راه افتاد.
اگر در برابر جادوی چاپ نتوانستیم مقاومت کنیم، اقلاً از چاپ شعرهای سست و ضعیف خودداری نمائیم و قبل از چاپ از نظرات شاعر باتجربه‌ای نهایت استفاده را ببریم تا داغ پشیمانی بر پیشانی‌مان نخورد و کار اول ما آبرومندانه باشد.
«اسماعیل شادفومنی» با نام اصلی اسمعیل دلیر فومنی شاد، از شاعران دهه پنجاه است که تا امروز جرأت نمی‌کرد نوشته‌هایش را در قالب کتاب تقدیم علاقه‌مندان نماید. اما گذشت روزگار و فداکاری ماندگار بانوی خانه، مقدمه جالب وارش فومنی، دوست شاعرش رسول حسن‌زاده کلاشمی و جناب دهسرا مدیر کوشای انتشارات دهسرای رشت،دست به دست هم دادند و این متولد ۱۳۳۳ را به چاپ کتاب ‌اول مجبور کردند.
ما نیز تولد مجموعه شعر شاد فومنی عزیزمان را گرامی می‌داریم و چند نمونه از شعرهای این شاعر وارسته، مهربان و با اخلاق را تقدیم شما بزرگواران می‌کنیم. ان‌شاء‌الله که ما را خواهید بخشید. برگ سبزی است تحفه درویش:

ز اشک غم، دل من وا نمیشه             نشاطی در دلم برپا نمی‌شه
اگر دنیا شود ارزانی من                    کسی چون بانویم پیدا نمی‌شه

**

حصار بلند اندوهم راچگونه بشکنم وقتی بی‌حضور تو سوسو نمی‌زند ستاره‌های امید در آسمان خیال خشک من.

**

آه شاعر جان بُغضی بر گلوگاه آبی من جاری‌ستر که لذت رنج عشق را تنها در هوای شکوه شور شعر تو پیدا می‌کند. بگذار با بال‌های ظریف در آسمان آبی خیال تو پرواز عاشقانه خود را به تجربه بنشینم.

برای شاعر خوب فومن که شیرین‌تر از کلوچه و گواراتر از چای فومن می‌سراید، موفقیت و صبر جمیل آرزومندم. امید است که ناشر شعر دوست دهسرا حق‌التألیف شادی‌آوری به شاد فومنی عزیز پرداخت نماید تا شاهد کتاب دوم دوست خوبمان باشیم، ان شاء الله!

vasat7

سایت وزین عصر گیلان / سید سجاد حسینی

 اسماعیل دلیر فومنی شاد (شاد فومنی) همان طور که در مقدمه کتابش  آمده است از شاعران قدیمی است به جهت آنکه سال های سال با شعر محشور بوده و در قالب های مختلف شعری قلم فرسایی کرده و اتفاقا بدلیل همین سبقه شاعرانگی خاص می بایست حسابی ویژه برای اولین اثر این شاعر باز نمود و با دقت لازم و موشکافانه، تورقی هر چند کوتاه بر این کتاب داشت.

کتاب حاضر گزیده ای از اشعار فارسی نامبرده به شمارگان ۱۱۰۰ جلد و تعداد ۱۱۲ صفحه که در قطع رقعی توسط انتشارات دهسرا به زیور طبع آراسته گردیده است. اشعار این کتاب در شش فصل مجزا از هم در معرض دید مخاطب قرار گرفته است که به ترتیب شامل، فصل اول: دوبیتی ها، فصل دوم: شعر نو، فصل سوم: غزلیات، فصل چهارم: رباعیات، فصل پنجم: مثنوی، فصل ششم: طنز مامجلال می باشد. با نظری اجمالی به اشعار فصل های مختلف این کتاب بخصوص شعرهایی که در قالب های کلاسیک سروده شده اند بطور فزاینده ای با ضعف تالیف، عدم رعایت قوافی، بهرگیری از عباراتی سُست و نامناسب و یاحشویات و حتی سکته های وزنی رو به رو می گردیم که با توجه با سابقه کار شاعر بعید به نظر می رسد، ولی متاسفانه این نقایص در جای جای اشعار این مجموعه خود را به تناوب به رخ می کشند.

بی گمان پیداست که البته در بین این اشعار، نیز شعرهایی هستند که دارای قوت بیان و استحکام زبان شعری و قدرت در پرداخت مضمون و به دور از اشکالات اینگونی اند، ولی در مجموع اگر در انتخاب اشعار و رفع این نقیصه ها وسواسی در خور و دقت کافی مبذول می شد، ما با اثری روبرو می شدیم که به عنوان اولین کتاب تا حدودی نسبی پذیرفتنی باشد، اما حیف و هزار حیف که این اتفاق نیفتاده است.

از فصل اول (دو بیتی ها) آغاز می کنیم. در ص ۱۷ در شعر (شعار تا عمل) در مصرع چهارم: «دریغا عاشق چن گندمی تو» که (د) بنا به ضرورت وزنی حذف شده است و بنابر همین دلیل، این سهل انگاری در پرداخت به بافت شعر آسیب رسانده است یا در ص ۱۸ در شعر (راز دل ها) در مصرع دوم شعر:« و آنچه دید بودم بی اثر ماند» که (و) حشو است و نه تنها در این شعر بلکه در بسیاری از اشعار به همین نحو از این هجا استفاده شده تا اشکالی در وزن مشهود نباشد یا در ص ۲۱ در شعر (بند غم) در مصرع چهارم «نگاه بر حال فرهادم نکردی» (ه) باعث شکست وزنی شده است و اگر به جای آن از کلمه (نگه) استفاده  می شد این اشکال بروز نمی یافت هم چنین در شعر (پیوند) ص۲۳ همانگونه که پیشتر اشاره شد از (و) به شکل مبتدیانه ای استفاده  شده، مصرع دوم: «و من محروم از لبخند هستم»، مصرع سوم همین شعر:« و بشکن شیشه های فاصله را»، یا در ص ۲۴ در شعر (شکارم کن) در مصرع سوم: «شکارم کن  دل نا قابلم را» که بی گمان منظور شاعر اینگونه بوده است که دل ناقابلم را شکار کن که از این مصرع این معنی  مستفاد نمی گردد، یا در ص ۲۷  در شعر (آن قدیما) در مصرع سوم: «به قول آن قدیما آن قدیما»که تکرار بی مورد است و می شد کلمه ای مناسب را جایگزین نمود، یا در ص ۳۰ در شعر (ساده باشیم) در مصرع چهارم: «صمیمی، صادق و هم ساده باشیم» که (هم) نیز حشواست، بارزتر از همه متاسفانه در ص ۴۱ در شعری که به شهید حاج قاسم حسینیان تقدیم شده است در مصرع چهارم: «برای میهنش بر خاک غلتید»، عدم رعایت قافیه به شکل محسوس خود را می نمایاند و شاعر گرامی نگین و زمین را با میهنش هم قافیه کرده است که کاملا غلط است، و یا در ص ۴۷ در شعر (بهار آمد) در مصرع سوم: «زمستان کوچ کرد، رخت سفر بست»، سکته وزنی ایجاد شده است و (د) در کرد وزن را مفشوش می نماید که به عنوان پیشنهاد مثلا می توانست اینگونه به آرایش کلمات بپردازد که مسلما مقبول ترمی شد «زمستان باز هم بار سفر بست» یا در ص ۴۹ در شعر (دور دنیا) در مصرع  اول: «دل من عاشق شیدای تو است» که (تو) در اینجا بجا و مناسب انتخاب نشده است و در خوانش شعر اشکال پیش می آورد، در فصل سوم که شامل غزلیات است در ص ۶۸ در اولین غزل به نام (شکیبا مانده ام) در مصرع چهاردهم: «بی حضور عشق، لیلا مانده ام»، که دچار ضعف تالیف است و با در نظر گرفتن مصرع قبل از آن: «گرچه مجنونم در این صحرای غم»، در نتیجه مصرع بعدی نه تنها آن را کامل نمی کند، بلکه از نظر لغوی معنی آن را مخدوش می سازد یا در بعضی از غزلیات به ترکیبات سُست و نارسایی می رسیم، مانند «آمار دعا» در شعر (شعله مهتاب) یا «بین راه گفتارت» در شعر (فاتع غرور) و یا در شعر (آیه های روشن) فصل سوم در مصرع آغازین: «بی ریاتر از گل ها، چون هوای چوپانم»، که چون هوای چوپانم هیچ بار معنایی ندارد که مصرع اول را از نظر مضمونی و حتی شکلی تکمیل نماید، در فصل چهارم که شامل رباعیات است در ص ۸۷ به شعری می رسیم به نام (ای آقا) که در مصرع چهارم: «چون قطره ی اشک بی حبابی بودی»، اشک بی حباب ترکیب نامناسبی را با کلیت شعر ساخته است یا در شعر ص ۸۹ با نام (بغض قدیمی) در مصرع دوم: «هم ماه و هم آفتاب به جانم دارم» که (ب) آفتاب حشواست و در شعر سکته ایجاد کرده است و یا در فصل پنجم که در قالب مثنوی سروده شده است در ص ۱۰۰ در شعر (پدر) در مصرع دوم این شعر: «توای که درد و رنج در جان تو بود» (ج) در رنج در خوانش و هم چنین وزن شعر شکست ایجاد نموده است و…

از این نمونه هایی که شاهد مثال آورده شده به این نتیجه متقن و منطقی می رسیم که همان طور که پیشتر نیز گفته شد، شاعر این مجموعه می توانست قبل از آنکه آن را به چاپ بسپارد کمی دقت در انتخاب اشعار اعمال می کرد و یا با مشورت و بهره گیری از آرا و ایده های دیگرانی که همراه و همقدمش بوده اند و داعیه شعر و شاعری دارند اثری در خور و مناسب طبعِ مخاطب صاحب سلیقه و نکته سنج، وارد بازار کتاب می نمود تا هم خودِ شاعر در جایگاه مناسبی ارزیابی می شد و هم مجموعه شعرش به  عنوان اولین اثر، مقامی در خور و ایده آل می یافت.

ارسال نظر

قدرت گرفته از وردپرس | قالب دارینا فارسی شده توسطقالب های فارسی برای وردپرس