نظام ارباب _ رعیتی در گیلان قدیم

fouman.org_n

فئودالیسم یا نظام ارباب–رعیتی یا تیول‌داری یا حکومت ملوک الطوایفی یا خانخانی یا سرواژ، نظامی اجتماعی-اقتصادی است که در نتیجه فروپاشی جامعه برده داری یا در نتیجه فروپاشی کمون اولیه (نظام اشتراکی) به وجود آمده و با وجود تنوع راه‌های رسیدن بدان، تقریباً در کلیه سرزمین‌های جهان، البته در هر جا با ویژگی‌های مشخص خود، وجود داشته‌است.اصطلاح نظام ارباب رعیتی یعنی آمریت اربابی یک فئودال بر دهقانی که بر روی ملک او به کشت و کار مشغول بود.شیوهٔ تولید فئودالی مبتنی بر مالکیت ارباب بر زمین و بر وابستگی شخصی دهقانان به ارباب فئودال استوار بود. وابستگی شخصی دهقان به ارباب بدین معنی بود که در این شیوهٔ تولید رعیت و سرف دیگر بنده و برده نبود، اختیار جان او در دست مالک نبود و مستقلاً و جداگانه فروخته نمی‌شد اما همراه زمینی که به فروش می‌رسید، به مالک جدید منتقل می‌شد، همچنین دهقان مجاز نبود زمین اربابی را ترک کند و این اختیار را نداشت که آزادانه بخواهد به خدمت اربابی دیگر در آید.
اما آنچه در اروپا به عنوان فئودال و نظام فئودالی شناخته می‌شود در ایران به نوعی برابر و مشابه با ارباب یا خان و نظام ارباب – رعیتی می‌باشد. تکامل نظام ارباب – رعیتی در ایران دارای فراز و نشیب بسیاری است. در این میان در گیلان و در اواخر دوره قاجار حکومت مرکزی توان حفظ منافع فئودال ها را از دست داده بود و فئودال ها که بزرگترین تامین کننده مالیات دولت بودند برای پرداخت هزینه ها باید حق السهم خود را از کشاورزان می گرفتند . ساختار نظام ارباب و رعیتی به این شکل بوده که ارباب ها زمین ها را که به صورت ولایت ها و مناطق جداگانه بوده است از طرف شاه به صورت اجاره یا مرحمتی یا خریداری در اختیار داشته اند و سالانه مالیاتی را به دربار پرداخت می کردند و در عوض در منطقه تحت اختیار خود دارای اختیارات نامحدودی بودند تا جایی که آسیبی به منافع حکومت مرکزی وارد نمی شد هر کار که می خواستند می کردند . رعیت هم هرسال به ازای قرار دادی نانوشته زمینی را آباد می کرد و بذر و مقداری به عنوان پیش خور از ارباب می گرفتند و سرمحصول به نسبت معینی حق مالک را از محصول خود پرداخت می کردند که اغلب این نسبت به این شکل بود که دو سهم متعلق به ارباب و یک سهم به رعیت می رسید که هزینه های پیش خورده با سود آن نیز از سهم رعیت کم می شد . که عملا برای رعیت چیزی نمی ماند و در طول سال رعیت برای خورد و خوراک و زنده ماندن باز هم به صورت قرض از ارباب می گرفتند و به این شکل همیشه بدهکار ارباب ها و مورد استثمار دائمی آنها بودند .
با توجه با این در اواخر دوره قاجار به ویژه در دوره مشروطه با ضعف دولت مرکزی ، قیام ها وجنبش های دهقانی شکل گرفت و حرکت های ضدفئودالی در گیلان و سایر استانهایی که کشاورزی و نظام ارباب رعیتی در آن رایج بود شکل گرفت . این حرکت ها تا حد زیادی تحت تاثیر تفکر مارکسیستی ، و شاخه های اقتصادی تفکر بلشوئیسم بود که قیام هایی علیه فئودالیسم بودند .
خواستگاه قیام هایی مانند قیام نهضت جنگل را می توان از همین قیام های محلی دانست که البته انگیزه قیام جنگل علاوه بر آزادی رعیت ، جلوگیری از نفوذ بیگانه نیز بوده . چون همانطور که گفتم این دوره ، دوره ضعف حکومت مرکزی بود .
پس از این در زمان پهلوی اول با به قدرت رسیدن حکومت مرکزی ، حمایت از ارباب ها دوباره شروع شد و سرکوب قیام های دهقانان قوت گرفت و حکومت مرکزی به دستگیری ، قتل ، تبعید و زندانی کردند سران این قیام های محلی اقدام کرد . و این اوضاع بگیر و ببند ها آتش مبارزه را گرم تر کرد علاوه بر آن تجربه قیام جنگل باور مقاومت و مبارزه را در مردم گیلان بیش از سایرین شکل داده بود . اهمیت گیلان در این قیام های محلی بسیار بارز تر است زیرا به دلیل ارتباط بیشتر و نزدیکتر با روسیه ،گیلان بیشتر تحت تاثیر تفکر کمونیستی ، مارکسیستی روسیه قرار گرفته بود. و روحیه مبارزه با نیرویی که به استثمار مردم می پردازد بیشتر بود.گفته میشود داستان گیله مرد نوشته بزرگ علوی دراین فضا شکل گرفته و این اوضاع تا قبل از انقلاب سفید و طرح اصلاحات اراضی و خلع ید خان ها توسط پهلوی دوم ( ۱۳۴۱-۱۳۴۲)ادامه داشت .

منبع : نت

ارسال نظر

قدرت گرفته از وردپرس | قالب دارینا فارسی شده توسطقالب های فارسی برای وردپرس