پوریای ولی کیست ومزار واقعی او کجاست؟

13911130000019_PhotoL

کیوان پندی/ بسیاری از ما نام پوریای ولی به گوشمان خورده است .شیخ محمود خوارزمی معروف به “پوریای ولی”از عارفان وپهلوانان قرن هفتم وهشتم هجری قمری است که شعر هم می سرود و”قتالی” تخلص می کرد . مطابق برخی از یادداشت ها وی فرزند پهلوان پوریای ولی بوده که بعد ها خود او هم به پوریای ولی معروف شده است . البته درباره لقبش (پوریای ولی) اختلاف نظردارند. برخی گفته‌اند اصل آن “پوربای ولی” است؛ بای لقب او در ترکی به معنی بزرگ، و ولی نام پدرش یا اشاره‌ای به مقام پیشوایی و قطبیت او است. برخی نیز ولی را نام خود او و بای را همان بیگ ترکی، لقب پدرش دانسته‌اند. کمال‌الدین حسین گازرگاهی، مؤلف مجالس العشاق که نزدیک‌ترین تذکره نویس به زمان پوریای ولی است، لقبش را “پریار” یاد کرده است. نویسنده کتاب «تاریخ ورزش باستانی ایران، زورخانه» براین نظر است که پوریا ترکیبی از دو کلمه پری و یار است و بر کسانی اطلاق می‌شده که در انجام کارهای شگفت‌انگیز ممتاز بوده‌اند.
آن طورکه آورده اند پهلوان محمود قتالی در جوانی کشتی می گرفت وبه کار پوستین دوزی و کلاه دوزی اشتغال داشت . وی به شهرهای مختلف ایران ؛ آسیای میانه وهندوستان نیز سفر کرد .داستان کشتی وی با یک پهلوان هندی و از خود گذشتگی او نقل مجالس است . وی بیشتر به سبب حکایت هایی که درباره اش بر سر زبانها است ، شهرت یافته است . یکی از آن حکایت ها این است که می گویند قرار بود در هندوستان با پهلوانی مسابقه بدهد و کسی تردید نداشت که پوریا بر پهلوان هندی غلبه می کند . اما صبحگاه روز پیش از مسابقه ، پوریای ولی که برای ادای نماز به مسجد رفته بود ، شنید که زنی گریان و اشک ریزان به درگاه خدا دعا می کند که فرزندش را در مسابقه با پهلوانی که همه می گویند شکست ناپذیر است ، کمک کند ؛ زیرا اگر پسرش شکست بخورد ، حیثیت و آبروی او در هند بر باد می رود . پوریا با شنیدن درد دل مادر پهلوان هندی ، تصمیم می گیرد خود را مغلوب حریف کند . از این رو ، هنگامی که با او روبرو می شود ، پس از کشاکش بسیار ، شگردی به کار می برد که مغلوب رقیب خود شود. در میان ناباوری همه ، پوریای ولی مسابقه را می بازد تا دل مادر پهلوان هندی نشکسته باشد. از آن پس پوریا در میان پهلوانان نماد جوانمردی و گذشت در عین قدرت و زورمندی شده است .می گویند که در آخر این مسابقه به خاطر جوانمردی و بر زمین زدن نفس خویش به عرفان و دگر گونی روحی رسید وبه مقام معنوی مکاشفه نایل شد. وی به همین خاطر در ورزش زورخانه ای امروزه هم دارای شان ومنزلت خاصی است .
پوریای ولی در ایران بیشتر به پهلوان و قهرمان کشتی شناخته می شود والگوی بسیاری از پهلوانان است . این مفاخر ایران زمین که فتوت حضرت علی علیه سلام را سر لوحه خود قرار داده بود، در میان ورزشکاران ایران نمونه‌ای از اخلاق، پایمردی و جوانمردی است و نه تنها در مقام یک پهلوان، بلکه در مقام یک قدیس در میان مردم جایگاهی والا ورفیعی دارد. با این همه از تاریخ دقیق ولادت وشرح حال وی اطلاع چندانی در دست نیست و پژوهشگران در باره زادگاه او اختلاف نظر دارند . برخی او را اهل اورگنج می دانند که امروزه در استان خوارزم کشور ازبکستان قرار دارد وسابقاً جزو سرزمین ایران بزرگ بود وشماری هم وی را از مردم گنجه دانسته اند که در حال حاظر در شمال غربی کشور جمهوری آذربایجان واقع است وسابقاً از توابع کشورمان بود. علاوه بر این در رابطه با مزار وی نیز اختلاف نظر وجود دارد.شماری بقعه کنار مسجدروستای کمامردخ را که درحد فاصل میان فومن وصومعه سرا قرار دارد را آرامگاه وی دانسته اند وبرخی هم بر اساس طوماری قدیمی به جا مانده از دوره صفویه او را از مردم خوی یا به قولی دیگر سلماس آذربایجان غربی می دانند وبعضاً هم استان خوارزم از توابع کشور ازبکستان را مزار واقعی وی می دانند که به نظر می رسد نظریه اخیر به حقیقت نزدیک تراست .
اما طبق تحقیقاتی که در سالهای اخیر صورت گرفته سندی مبنی بر وجود آرامگاه پهلوان نامی پوریای ولی نه در کمامردخ ونه در خوی وجود ندارد. بلکه صاحب مدفن در این دو محل شخصی به نام پیر ولی خان است که به اشتباه پوریای ولی خوانده شده است . شرح حال پیر ولی خان در خوی که “خواجه پر یار”نیز خوانده می شده دقیقاً مشخص نیست وفقط در چند سند قدیمی از وی سخن به میان آمده است و سال فوت وی هم بر اساس نوشته های سنگ قبرش ۸۲۰ قمری ذکر شده که با سال فوت پوریای ولی مورد بحث کلی فاصله دارد،اما پیر ولی خان مدفون در کمامردخ آنطورکه از قراین وشواهد پیداست از پیران وزاهدان دوره قاجاریه بوده وگویا به کشتی پهلوانی در میدانگاهی که در محل “سیمبر” خوانده می شده نیز می پرداخته است. به نظر می رسد وی به خاطر منش پهلوانی که همانند پوریای ولی داشته از سوی مردم منطقه به پوریای ولی نیز معروف شده است. از زمان تولد ومرگ وی هم اطلع دقیق و روشنی در دست نیست ،ولی آنچه مسلم است از پیران دوره خود بوده که بعد از فوت در این محل به خاک سپرده شده ومزارش بعد ها زیارتگاه مردم منطقه گردیده است .
با عنایت به آنچه که گفته شد مزار ومدفن واقعی شیخ محمود خوارزمی معروف به” پوریای ولی” مورد بحث ما مطابق اسناد ومدارک موجود درشهر خیوه در ۲۵ کیلومتری جنوب شهر اورگنج مرکز استان خوارزم ازبکستان در مجموعه فرهنگی – تاریخی ایچان قلعه می باشد . در این منطقه آرامگاهی وجود دارد که مردم وی را به نام پوریای ولی می شناسند. آرامگاه فعلیش حدود سیصدو سی سال است که بنا شده ودارای ضریح زیبایی است.در سقف آن اشعارذیل نیزمنسوب به وی دیده می شود که بخشی از رباعیات اوست

گر بر سر نفس خود امیری، مردی                گر بر دگران خرده مگیری، مردی
مردی نبود فتاده‌ را پای زدن                        گر دست فتاده‌ای بگیری، مردی

که امروزه نسخه خطی آن درموسسه خاور شناسی فرهنگستان علوم ازبکستان موجود است ومجتبی کرمی نماینده مطالعاتی سابق وزارت خارجه کشورمان در ازبکستان این رباعیات رابه چاپ رسانده و حتی اسناد ومدارک معتبری را مبنی بر صحت وجود مقبره پوریای ولی در شهر خیوه ازبکستان جمع آوری نمود وبه صورت مقاله وکتاب منتشرنموده است.با توجه به این شیخ محمود خوارزمی درازبکستان که سابقاً جزیی از خاک ایران بوده می زیسته و بنابراین مقبره وی هم درهمین منطقه است .او در حدود سال ۶۵۳ قمری زاده شده وعاقبت در مرداد ماه سال ۷۲۲ قمری وفات یافته ودر این محل به خاک سپرده شده است .
همانطور که دانسته شد این پهلوان ایرانی طبع شعر نیز داشته و رباعیات بسیاری از وی به یادگار مانده است . به باور برخی مثنوی «کنز الحقایق» که در سال ۷۰۳ قمری سروه شده نیز از اوست.این مثنوی در بحرهَزَج که درفهرست برخی کتابخانه ها به اشتباه آن را از عطارِ نیشابوری یا شیخ محمود شبستری دانسته اند . این کتاب مشتمل بر پنج مقاله و هزارو سیصد بیت است که در آخر کتاب آن را به عطار نسبت داده اند، اما به نام «محمود» در اشعار تصریح شده است . در ابتدای کتاب پس از حمد و درود بر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله وسلّم ، خلفای چهارگانه و امامان مدح شده اند. کتاب دارای مطالبی عرفانی و اخلاقی درباره ایمان ، شهادت ، طهارت ، نماز، روزه ، زکات ، حج ، جهاد با نفس ، عشق ، مراد از مهدی موعود و صفات آن حضرت ، میزان و قیامت است که در ضمن حکایاتی آمده است. در بخشی از این کتاب هم اشعاری هم به چشم می خوردکه دربخشی از آن آمده است :

پوریای ولی گفت که صیدم به کمند است      از همت داوود نبی، بخت بلنداست
افتادگی آموز اگر طالب فیضی                    هرگز نخورد آب ،زمینی که بلند است

ارسال نظر

قدرت گرفته از وردپرس | قالب دارینا فارسی شده توسطقالب های فارسی برای وردپرس